وبلاگ امیررضا کوهستانی

آگوست 13, 2008

نمایشنامه تجربه های اخیر

دوستی در بخش نظرات از من خواسته بود که نمایشنامه های خودم را برای دانلود روی وبلاگ بگذارم، باید خدمت ایشان و دوستانی که گوشه و کنار از من تقاضای مشابهی کرده اند، عرض کنم که متاسفانه به دلیل معذوریت های حرفه ای که نزد ناشران این آثار دارم، امکان بارگذاری فایل این نمایشنامه ها فراهم نیست. با این وجود می توانم قول بدهم سال آینده با تغییر دولت آقای احمدی نژاد (چرا می خندید! مگه شک دارید؟!) برای انتشار مجموعه ای شامل نمایشنامه های «قصه های درگوشی»، «رقص روی لیوان ها» و «در میان ابرها»  اقدام کنم.

با این وجود دوستانی که می خواهند می توانند یکی از نمایشنامه های من را به نام «تجربه های اخیر» که اخیرا توسط نشر نی به چاپ رسیده است را در کتابفروشی های معتبر (منظورم این است که سراغش را از کتابفروشی هایی که کتاب کنکور می فروشند نگیرید!) تهیه کنند. این کتاب از مجموعه دور دنیا به همت تینوش نظم جو به همراه نمایشنامه های جدیدی از ماتئی ویسنی یک، هارلد پینتر، یاسمینا رضا و محسن یلفانی وارد بازار شده است.

برای اطلاعات بیشتر اینجا را کلیک کنید.

تا کنون 11 نظر داده شده »

  1. هي پسر سلام. خوبي؟ جواب نمي‌دي به كامنت و ايميل‌ها. جمشيدِ طاهريان رو مي‌فرستم سراغ‌ات ها. چه خبرا راسيت هرچند اين احمقانه‌ترين سوآل در يك كامنت است. همين كه خوب باشي عالي است. مراقبِ خوداِت باش و سر بزن بچه!
    يا علي!

    Comment با ميلادِ اكبرنژاد — آگوست 31, 2008 @ 9:07 ق.ظ

  2. سلام امیر جان.امیدوارم خوب باشی.عزیز من ایمیلتو میخوام.کارها دارم باهات.قبلا هم پیغام گذاشته بودم ولی…
    برقرار باشی

    Comment با محمد — آگوست 31, 2008 @ 8:18 ب.ظ

  3. سلام امیر جان.امیدوارم رو به راه باشی.عزیز جان من ایمیلتو میخواستم اگه لطف کنی.کلی کار دارم با شما.امیدوارم درخواستمو رد نکنی.
    بدرود

    Comment با محد — سپتامبر 3, 2008 @ 9:23 ب.ظ

  4. سلام. من يكي از طرفداران قديمي شما هستم. چطوري مي تونم تلفن تماس شما رو داشته باشم؟!

    Comment با امين رضا كوهستاني — سپتامبر 5, 2008 @ 10:21 ق.ظ

  5. سلام .
    ما هم بالاخره تونستیم شما رو بیابیم .
    نمیدونم چرا اصلا به فکرم نرسید که یه سرچی بکنم و وقتی تصمیم به این کار گرفتم و با سرچ اسمت با یک لیست 80300 تایی مواجه شدم اونوقت پی به اختلاف فاصله ای که بین ما افتاده شدم.
    یک روزی یک خوابی دیدم که توی اون آمده بودم برای دیدن یکی از کارهای جدید امیر کوهستانی . خیلی جالب بود فقط صحنه اون یادمه که چند تا تخت خواب توی هوا معلق بود . خواستم باهات تماس بگیرم و این خواب رو برات تعریف کنم ولی متاسفانه نشد .
    در هر صورت امیدوارم هر روز بیشتر از دیروز موفق باشی ( این آرزوی من هست . میخوای باور کن و میخوای نکن . ما با اسمت هنوز کلاس میذاریم ) .

    Comment با محسن منوریان — سپتامبر 14, 2008 @ 6:48 ق.ظ

  6. محسن جان! از لطفی که نسبت به من داشتی ممنون! ولی خیلی به این سرچ ها اعتماد نکن! مطمئن باش کلمه های زیادی هست هست که اگر اونها رو در گوگل سرچ کنی تعداد نتایج به مراتب بیشتری خواهی دید. (: این دلیل نمیشود که.
    خوشحال شدم که از تو خبری شنیدم.

    Comment با koohestani — سپتامبر 17, 2008 @ 1:57 ب.ظ

  7. سلام امير جان راستش من يه سوال داشتم اميدوارم جوابمو بدي:ميخواستم بدونم اون قسمتي كه ناديا و اندرو دارن از هم جدا ميشن اندرو هنوز عاشقه يا نه؟

    Comment با مهرداد — دسامبر 29, 2008 @ 6:32 ق.ظ

  8. مهرداد جان! در تجربه های اخیر کسی عاشق کسی نیست. نهایت اینها می خوان با هم بخوابن، حالا در مورد اندرو و نادیا هم که سیاه و سفید ان، تجربه منحصر به فردی هم براشون هس. حالا این وسط یه کم احساساتی هم می شن، دو سه سالی هم طول کشیده، والا عشق… عاشقی تجربه های اخیر، اشتباه گرفتی! :)

    Comment با koohestani — دسامبر 29, 2008 @ 8:11 ق.ظ

  9. salam amirkhan koohestani aziz khobin. man taze bloge shoma pida kardam v khili ham khoshhalam. taze behetoon email ham zadam ke midoonam hatman ham mikhoonid v javabam ham midid. mer30. rasti koli ham ashenayee dadam ke tahvilam begirid. khoshhal misham eftekhare hamsoohbati v ashenayee ba s homa dashte basham. hamishe sabz bashid . mohammad nikmanesh

    Comment با محمد نیک منش — مارس 13, 2009 @ 4:34 ب.ظ

  10. lotfan darbareye khle saqf dahane ingirid ye tpzih bedina darbareye aqide khasi hast?

    Comment با مهیار — می 31, 2009 @ 9:33 ب.ظ

  11. سقف دهان اینگرید مثل همه ی ما سیاه است. در دهان هر کس نگاه کنی حفره ای سیاه در آن ته می بینی. حالا هر کسی می تواند مدعی شود این سیاهی واقعی است یا صرفا در اثر تاریکی ذاتی درون بدن انسان است( همه می دانیم که درون بدن همه ی ما تاریکی محض است.) بیش از این بسته به ترجمان کارگردان دارد نسبت به نمایشنامه و اجرا.

    Comment با koohestani — ژوئن 1, 2009 @ 12:16 ق.ظ


RSS برای دیدگاه‌های‌ این نوشته. آدرس دنبالک

دیدگاه‌تان را بنویسید:

وبلاگ روی وردپرس.کام.